پایان سریال پخش سریال 3×4 از شبکه ی 1 سیما

مقدمه : خنداندن، كاري بسيار دشوارتر از خنديدن است. آنقدر منتقد و ناظر داريم كه گاه تعدادشان حتي از توليدكنندگان و مخاطبان هم افزون‌تر مي‌شود. پس شهامت مي‌خواهد و جسارت كه بخواهيد چنين مردمي را بخندانيد.در اين شرايط 3در4 تنها مجموعه تلويزيوني است كه با بضاعت محدود خود تلاش مي‌كند، در انتهاي يك روز كاري، درست در زماني كه پدرهاي خانواده روي كاناپه‌ي خانه لم مي‌دهند و بچه‌ها شب‌هاي پس از امتحان را تجربه مي‌كنند، تلاش مي‌كند، تا آنها را بخنداند، شب‌هاي آغازين تابستان امسال با 3در4 كمي رنگ و بوي متفاوتي دارد كه چرا كه اگر برق داشته باشيد احتمالا مي‌توانيد حال و روز خودتان را با يكي از بازيگران اين مجموعه همانندسازي كنيد.راستي چرا به هم لبخند نمي‌زنيم؟ چرا از شادبودن و نشاط ديگران لذت نمي‌بريم؟ چه برسر ما آمده كه بخش بيشتر انرژي‌مان را صرف تخريب ديگران مي كنيم؟ از درون خراب هستيم و هميشه به دنبال مچ‌گيري از اين وآن هستيم! كمي براي خنديدن برنامه‌ريزي كنيم. دمي براي شادنمودن قلبي كوچك بينديشيم. به زندگي لبخند بزنيم، به يكديگر لبخند بزنيم وسرانجام اينكه حداقل اجازه ندهيم خنديدن‌مان سهميه‌بندي شود!...

هميشه شروع خيلي سخته، مثل صفحه سفيدي كه تا قبل از خط خطي شدن وحشتناك به نظر مي‌‌رسه اما كافيه شروع كني و كلمه اول روش حك بشه، ديگه اگه خيلي طالب باشي و البته كاربلد، تا آخرين سطر صفحه آخر ادامه مي‌‌دهي. مثل همه كاراي ديگه. شايد اولين كلمه خيلي مهم و فلسفي و زيبا نباشه اما مطمئنا صفحه‌هاي بعدي حرف‌هاي زيادي براي گفتن خواهند داشت.

4×3 هم صفحه دوم از كارگرداني مجيد صالحي است. صفحه اول كارگرداني‌اش با مجموعه‌اي به نام «آشتي‌كنان» پر شد؛ مجموعه‌اي سفارشي با مضمون پزشكي و پيام‌هاي بهداشتي. حرف‌هاي زيادي زد. از حق نگذريم خيلي بدخط و نازيبا هم نبود اما مهم اين‌كه از صفحه اول بتوني چيزي ياد بگيري و در صفحات بعدي به كار بگيري.اگر مجموعه 4×3 طرفدار زيادي پيدا كرده، مطمئنا تجربه قبلي صالحي بي‌تاثير نيست هرچند عده‌اي دوست دارن و عادت كردن به ساز مخالف زدن و مدام نام‌هاي بزرگي كه در تيتراژ مي‌‌بينن رو عاملي اصلي مي‌‌شمرن... نام‌هايي مثل بهرام بهراميان، رضا عطاران، محمدحسين لطيفي و... اين نام‌ها هم بودن و هم نبودن... در جاي خود به عنوان مشاور بودن و همه نقش‌هايي كه اون دسته خاص بهشون نسبت مي‌‌دن، نبودن. براي كساني مثل ما كه از كمي اون‌طرف‌تر همراه و همگام ساخت 4×3 بوديم، واضح و مبرهن است كه سيدمجيد صالحي بيش از آنچه كه در شرح وظايفش مطرح شد، كار كرد و مايه گذاشت.در هر حال از نظر مخاطبان تلويزيون دومين برگ از دفتر كارگرداني اين جوان 33 ساله خوب پر شد.

حرف‌هاي پشت دوربين

چند دقيقه‌اي با مهدي بدرلو برنامه‌ريز و مدير توليد كار همراه شديم تا سر از چند و چون اين حرف‌ها درآوريم. او مي‌‌گويد:

  در اين مدت حرف‌هاي زيادي در مورد اين كار نوشته و گفته شد كه بيشتر آنها درست نيست مثلا اين‌كه كار با لطيفي شروع شد و بعد مجيد صالحي اضافه شد.

  ارديبهشت 86، هسته اوليه 4×3 تشكيل شد كه آقاي لطيفي به همراه آقاي روستايي (تهيه‌كننده) طرح را به آقاي بهراميان دادند. آن زمان فقط يازده قسمت فيلمنامه آماده بود ولي از همان ابتدا مشخص شده بود كه 26 قسمتي است. شايد ابتدا، حضور محمدحسين لطيفي در اين گروه، ايشان را به عنوان كارگردان معرفي مي‌‌كرد اما همان روزهاي اول بود كه از طرف شبكه، آقاي لطيفي را معرفي كردند براي كار «نردباني بر آسمان».  مجوز 4×3 از سه يا چهار سال قبل توسط حسن روستايي (تهيه‌كننده) گرفته شده بود.  پانزدهم ارديبهشت كارگردان ديگري غير از صالحي براي كار انتخاب شد به نام رامبد جوان كه كار رو شروع كنند. منتهي جوان چند تغيير رو در فيلمنامه اعمال كرد كه نظر هسته مركزي رو جلب نكرد. از اين روجوان رفت به سراغ «نشاني».

 بعد از اين جريان بود كه حسن روستايي به مجيد صالحي اعتماد كرد. صالحي پيش از اين، يك كار ساخته بود و در سريال «ترش و شيرين» علاوه بر بازي، به عطاران مشاوره هم مي‌داد. او هم جواب اين اعتماد رو به خوبي داد.

  در مورد كارگرداني مجيد صالحي خيلي حرف‌هاي ضد و نقيض عنوان مي‌‌شه از جمله: روستايي به عنوان تهيه‌كننده، لطيفي رو به عنوان كارگردان مي‌‌شناسه و صالحي رو قبول نداره و... حتي يك بار من خودم سركار بودم و از خبرگزاري به من زنگ زدند كه فلاني كارگرداني مي‌‌كنه، صالحي روبه‌روي من بود و من احساس كردم حتما اينجاست كه نبايد آدم به چشم‌هاي خودش هم اعتماد كنه!!

   وقتي نام‌هاي بزرگ زياد مي‌‌شه، خوراك شايعه هم به مراتب زياد مي‌شه اما خدا رو شاهد مي‌‌گيرم هيچ‌كدام از اينها در حد يك اسم نبودن و هركدام در جايگاه خودش كمك مي‌‌كرد و البته اين ضعف كارگردان نيست. يك كارگردان مي‌‌تونه از آدم‌هايي كه كارشون رو قبول داره، مشاوره بگيره.

  مجيد صالحي به همراه عطاران و عليرضا مسعودي از همون روزهاي اول كه هسته اوليه تشكيل شد، به عنوان مشاور هنري و بازيگردان، مشاور كارگردان ، نويسنده انتخاب شدن و بعد از اين محمود رضايي به عنوان كارگردان تلويزيوني انتخاب شد كه در كارهاي قبلي عطاران مثل «ترش و شيرين» هم حضور داشت و من بسيار ازشون ياد گرفتم در خصوص نحوه اداره كردن پروژه!

  4×3 در شب‌هاي وحشتناك سرد زمستان 86 فيلمبرداري مي‌شد، هنوز نرسيديم به سكانس‌هايي كه در شب‌هاي 17 درجه زير صفر مقابل دوربين رفت و ما شب كار بوديم.

 وقتي مجيد صالحي به عنوان كارگردان معرفي شد، آقاي بهراميان در سمت مجري طرح چون مي‌خواست صالحي راحت باشد اداره كار رو همه جوره به او سپرد. همين اختيار تام باعث حضور علي صادقي، آقاي كاسبي، مهران رجبي و...شد.

  از جايي كه فيلمنامه با فيلمبرداري يكي شد برنامه‌ريزي به من سپرده شد، پيش از اين حميد همتي اين كار رو انجام مي‌داد.

  قرار بود كار نوروزي باشد كه پانزده قسمت هر روز پخش بشه و مابقي هفته‌اي سه بار و خدا اين لطف رو به بقيه سريال‌هاي نوروزي كرد كه كار ما در نوروز پخش نشه! چون ادعا مي‌كنم اگه پخش مي‌شد بهترين سريال نوروزي لقب مي‌گرفت.  خيلي‌ها مي‌گفتن عطاران در حد يك اسم در اين كار بوده اما به جز خواندن تيتراژ ابتدايي، در خيلي از سكانس‌هاي ما حضور فيزيكي داشت و به مجيد مشاوره مي‌داد از جمله سكانس فينال و سكانس مسجد كه پخش شد، هر چند او خودش در پروژه ديگري جلوي دوربين بايد مي‌رفت حتي چند تا از لوكيشن‌هاي ما با نظر مستقيم عطاران انتخاب شد.

  به نظرم ما اگه مدام اسم‌ها را چك كنيم كه كي بوده و كي نبوده انرژي بيش از اندازه و زحمتي كه مجيد صالحي براي كار گذاشته را مي‌بريم زير سوال و اين به نظرم از انصاف به دور است. مجيد خيلي خوب كار كرد كه خدا رو شكر تا اينجا جواب داده و بعد از اين هم سكانس‌هاي بهتري را هم خواهيم داد.

  شبي كه برف بسياري باريده بود و ادارات تعطيل شد ما بالاي تونل رسالت فيلمبرداري داشتيم، بنده خدا آقاي رجبي تا زانو توي برف فرو رفته بود ولي به زيبايي ارائه نقش مي‌كرد.

  روتوش نهايي مونتاژكار با بهرام بهراميان است، با اين‌كه خيلي مشغله داره، ولي هر شب از هفت بعدازظهر تا پنج صبح سر مونتاژ حاضر مي‌شه.

  بودجه اين كار خيلي كم بود اما نه در حدي كه در برخي جاها عنوان مي‌شد كه براي ساخت موسيقي بايد مي رفتيم سراغ آكاردئوني‌هاي پارك ملت.

  در اين كار بيش از 80 لوكيشن داشتيم.

  غلو 4×3 مثل طنزهاي ديگه نيست، درسته كه خيلي سطح پايين صحبت مي‌كنيم اما تمام اين حرف‌ها، دكترمآبانه و روانشناسي شده است.

  جايي عنوان شده علي صادقي بالاترين دستمزد رو گرفته اما اينطور نيست. در كل، تموم دوستاني كه حضور داشتن، پول خوبي گرفتن. خيلي قاطع اين حرف رو مي‌زنم چون كارهاي قبل و بعدشون رو خبر دارم كه از اين كمتر گرفتن.

  علي صادقي براي اين كار خيلي زحمت كشيد و انرژي زيادي گذاشت. با اين‌كه كمردرد داشت اما به رو نمي‌آورد، هرچند ما هم سعي مي‌كرديم زياد اذيتش نكنيم، همينطور آقاي رجبي، آقاي كاسبي هم كه استادند.

  بازيگران ديگري هم وارد قصه مي‌شن مثل شهرام قائدي، خود صالحي و مجيد ياسر، يعني در هر جايي كه احساس شده كمي مردم خسته مي‌شن و بازيگران تكراري، يك بازيگر وارد كار مي‌شه.اگر امروز اين كار گرفته به خاطر اين‌كه خيلي‌ها انرژي گذاشتند.    

در پايان اين كار به مانند همه كارهاي ديگه با تمام مشكلاتي كه داشت ساخته شد و عنوان كردن قسمت‌هايي از تلخي‌ها و مشكلاتش از شيريني‌كار نمي‌كاهد و اگر مي‌بينيد اين روزها مخاطبان زيادي را يك شب در ميان پاي جعبه جادويي مي‌‌نشاند به خاطر اين است كه توليدكنندگانش از بازيگران تا عوامل پشت صحنه و تداركات انرژي زيادي برايش گذاشتند.

حضور رضا عطاران در قسمت آخر

در آخرین قسمت سریال ۳در ۴ حضور رضا عطاران یکی از جالب ترین اتفاقات بود عطاران در قسمت آخر سریال ۳ در ۴ به عنوان بازیگر در جلوی دوربین ظاهر شد اما چرا در نقش کسی که با لگد در رو باز میکنه ؟!!! یعنی آیا حضور رضا عطاران در این صحنه الزامی بود ؟ آیا لگد زدن به در نیازی به بدلکار یا شخصیتی متفاوت از شخصیت های داستان داشت ؟ چرا از این بازیگر طنز که بیشتر کارهای او مخاطب پسند بوده کمتر در این سریال و فقط در قسمت آخر آن هم برای لگد زدن به در استفاده شد ؟!!!!!!